سلامی به وسعت یه اربده ی بلند ![]()
بزار لپ کلام تا سر حرف و صحبت و غیبت و از این جور حرفا باز نشده بگم که تو که غریبه نیستی راستش شکلک کم اووردم
از این شکلکا
یه چند صباحی
( اقا جون به من حرفای ادبی نمیاد خودمم خندم میگیره این جوری حرف میزنم یه جورایی الان دارم میترکم این پشت
) والا از تو که پنهون نیس تصمیم داشتم از شکلکای عوامل رادیویی در حالات مختلف استفاده کنم
مثلا وقتی میخوام از یه قیافه ی برفرض رو کم کنی بزارم عکس خانوم رافعی رو میزارم وقتی که داره با اعظم جان حبیبی کل کل میکنه ![]()
یا مثلا وقتی میخوام از خنده اجباری استفاده کنم قیافه افشین حسین خانی رو بزارم ( با اون خاطرات خیـــــــــــــــــلی قشنگش که همیشه خنده رو تا این بنا گوش باز میکنه اونم از سر اجبار ! وای بلا نسبت منظورم از سر شوق بود ، والا ! جان تو !
ولی چی شد !!!
ای جان
که یهو فرشته هایی از اسمون به سوی من اومدن و رو شونهام نشتن و شروع کردن منو قانع کردن البته بگم که شیطون هم بیکار ننشسته بود و یه هرز گاهی یه پارازیت مینداخت وسط ، اینم بگم که من بیشتر طرف شیطون بودم
ولی نمیدونم یهو باز چی شد
که یهو او طور شد
که یهو ای طور شد
این بود که اقا من الان ذوق مرگم
چرا ذوق مرگم ؟؟؟؟
چون با کلی خبرای دست دوم اومدم
ای جان ![]()
البته دو تا سه دونه بیشتر نیس ، خواستم هولت کنم
که بازم البته بگم که فقط یه دونش کهنه اس بقیه فِرش فِرشه
اول از خبره سوخته استفاده میکنم که یهو سه تا سکته رو با هم نزنی ! ای جان ![]()
یه حدود ۴ روزه دیگه کوله پشتی ۴ پخش میشه ! خودم با ۴ تا چشای خودم تو تلویزیون دیدم
( چه واج ارایی ۴ ری شد
)
الان ذوق کردی ؟؟
نـــــــــــــــه!!!!!!!!
بی ادب خوب ذوق کن دیگه دلم میشکنه ![]()
دیـــــــــــــــــدم......... دیــــــــــــــــــدم .................دیـــــــــــــــدم
ذوق کردی افرین
مرحبا به این همه ذوق
مرشد بزن زنگو ![]()
دینگ دینگ
خبر دوم اینکه
الان یکم چش سمت چپتو ریز کن چش سمت راستتو درشت ،
اها ای ول برو تو کفش ورزش اها افرین حالا بر عکس کن نوبت اون یکی چشته ![]()
تو خونه همیشه بهم میگن من متخصص دق دادن افراد در گفتن خبر هستم
دور از جون شما
خـــــــــــــــــــــوب بابا بسه من یه لحظه حواسم نبود بسه چش و چالت در اومد
خوب بچه های ناز و خوبه من حالا نوبته خوابه ! ای جان
ای وای خبرا داشت یادم میرفتا
خبر دوم :
تو تلویزیون برنامه خانواده اعلام کرد که یه بخش تابستونی قراره پخش بشه به نام رادیو خانواده که اجراش به عهده مریم جلینی و امیر منوچهری هستش نویسنده برنامه هم رضا ساکی هستش
طی مصاحبه ای که خانم نامداری با اقای ساکی داشت هر چی خانم نامداری خواست از زیر زبون اوشون بکشه که در مورد برنامه حرف بزنه ولی اوشون دم به تله ندادندو هیچ گونه آماری ندادندی و فقط گفت که از همین پنچ شنبه شروع میشه از برنامه ی سیمای خانواده
یادتون نره ها !!!
خوب اینقد من ذوق مرگ شده بودم به خاطر این خبرا که یادم رفت از نشونی بگم
امروز برنامه نشونی یه حال و هوای دیگه ای داشت که هر کی گوش داده میدونه من چی میگم ، امروز نشونی رو گوش میدادم و از اون ورم مامانم هی واسم دستمال میاورد ![]()
نخند .......... یعنی که چی ...... اصلا چه معنی داره وقتی میخندی ۳۶ تا دندونت معلوم بشه ؟؟؟
خلاصه امروز خیلی ضرر مالی زدم ![]()
برنامه امروز نشونی مثل همیشه حرف نداشت و امروز داستانا با یه حال و هوای دیگه ای پخش شد .
فایل اول داستان خاطرات سوخته هستش با صدای استاد مهران
( رو فایل ها راست کلیک کنید بعد سیو از )
فایل دوم هم داستان فاطمه فاطمه است که میخواستم تو پست بعدی بزارم که دیدم ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازست .... وقتی بمونه کهنه میشه ![]()
و در اخر در قلبمان آرزو میکنیم که خدایا مرا به خودت نزدیک تر ساز ![]()




مربوط به نشونی !! یعنی واقعا تست صدا بدون من