تبليغاتX
نشونی به وقت امروز
سلاااااااااااااااااااام

با همین انرژی از تمام اعماق زمین ، و با شعار اینکه انرژی هسته ای حق مسلم کشک  بهتون سلاااااااااااااام میکنم

سلام به بچه های ایران ، سلام به مردم ایران  ( نیس وبلاگم جهانیه )

خوبین ؟ خوشین ؟سلامتین ؟

اوضاع به کامتون بستنی کاکائویی بوده

ماهی خوردین ؟

دارین ماهی میخورین ؟

مگه تو سادیسم داری که توی این هوای گرم ماهی میخوری برو میگو بخور فسفور داره واسه مغزت خوبه

از قدیم گفتن :

                       برو میگو بخور مگو چیست میگو

                                                        که میگو بسی بهتر از ماهو ( همون ماهی )

 و آما:

  جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز استانها

                                                                  ۲۱ تا ۲۴ خرداد ماه

                                                                                                        مازندران

 فردا برنامه نشونی در مازندران رو انتن تفلیزیونی میره حتما ببینیـــــــــــــــــــــــــد

تموم عواملو

مهران دوستی

مهدی شاهرضایی

طیبه شیخ زاده

و

و

و

.....

از این به بعد نشونی رو تو تلویزیون ببینید  بعد ها میخوان فناوری رو گسترش بدن تو سینما هم انتن زنده داشته باشه

اینو میگن پیشرفت ............. اینو میگن تکنولوژی  .......... اینو میگن نشونی .......اینو میگن رادیو .........اینو میگن تلویزیون ........... اینو میگن جهان اول

( اصولا من شایعه پراکن خوبیم )

    جعبه جادو

                تلویزیون در رادیو( دیدی من شایعه ننداختم خوده استاد مهرانم همینو گفت )

                یا رادیو در تلویزیون

خوش بحال اونایی که میرن مازندران برنامه نشونی رو میبینن  من مامانم نمیزاره میگه گم میشی  یکی پیدا نمیشه دست منو بگیره گم نشم ؟

 و آ ما گفتگوی ویژه

                                      ویژه

                                                           ویژه

 بدو بدو که حراجش کردیم  بدو بدو زیر قیمت

اتیش زدم به مالم بدو بیا دیگه

گفتگو با اقای اسماعیلی کارشناس رسانه :

اقای اسماعیلی سلام

- : سلام

خوبین ؟

- : خوبم

- : خانم شما خوبین ؟

منم خوبم  شما بهترین ؟

- :به لطف شما شما که بهتر از ما تشیف دارین پس خوبین دیگه ؟

اره خوبم

ببخشین شما سوزنتون گیر کرده؟ از بس  حالمو پرسیدین دلپیچه گرفتم

سواله ما اینه از شما که این مراکز رادیویی استانها چه نقشی میتونه توی ارتباط بین شهرای دیگه  بزاره ؟

۱) هیچ نقشی نداره

۲) واسه اینکه ما هم بریم سو سو بدیم که رادیو داریم

۳)این موضوش سیاسیه نباید از قبیله به قبیله دیگه درزش باز بشه

۴) فوزولو بردن جهنم گفت هیزمم تره وایسا خشک بشه بعدا

- : من همه موارد رو میزنم

خوب از خودمون ممنونیم که این لطف رو در حق شما کردیم و وقت گرانمایه خودمونو به شما دادیم

- : بله واقعا ممنونم . ببخشید یه سوال داشتم  ...... شما حالتون خوبه ؟

 من :

جعبه ی بازه باز باز 

از امروز ، یا فردا ، یا پس فردا ، یا پسون فردا ، یا پسونش فردا ، یا اول تیر ، یا ساله دیگه ، یا ۵ ساله دیـگـــــــــــــــــه

مهم نیس کـــــــــــــــــــی مهم اینه که :

                                                   بزودی در نشونی

منظوره ما از جعبه بازه باز استعاره از کارتونه  کارتونه تفیزیون نه ها ! منظور همین کارتون مقواییه

قراره یه بازی راه بندازیم بین عوامل رادیو و تمام مجری ها و نویسنده ها و تهیه کننده ها  به اسم کارتون بازی

البته سوالات فراوانی شده در این زمینه از من که استاده این کارم  که این بازی چه مدلیه ؟

باید عرض کنم که  

هر کی در عرض ۱۰ ثانیه خودشو تو جعبه جا کرد اون میشه برنده مسابقه  البته جایزه ویژه نفر اول یک عدد پشمک طلاییه

و حالا جواب به تلفن های شما دوستان عزیز

من اونجا نشسته بودم تلفنهاتونو جواب میدادم

- :الو

الو بفرمایید ؟

 -: ببخشید ۷ شنبه  

نخیر اینجا ۷ ترانست

*****

- : الو

بفرمایید

- : اقدس چرا هی زنگ میزنم گوشیرو بر نمیداشتی ؟

رفته بودم غذا درس کنم

*****

- : الو

من : مزاحم نشو ( بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق)

*****

رسیدیم سره داستان

تاریخ تمدن ایران و اسکندر

مرزهای ایران از شمال تا کوههای قفغاز پیش رفت  از خاور به آن سوی رود سند رسید در جنوب از دریای عمان و خلیج فارس گذشت و تا مصر و سومالی و حبشه  پیشرفت کرد و از باختر تا سرزمین یونان و روم کشیده شد  بدین سان مرزهای حکومتی ایران نیز در دنیای آن روز گسترده شد

این سرزمینها قلمرو هخامنشیان بود

تصور کنید چگونه در چندین شبه ایرانیان این ملتها را نگاه داشتند

این امپراطوری بزرگ

امپراطوری ایران بود

در قلمرو بزرگ ایران هر قوم اداب و سنت و کیش و خیش خود را داشت مصریها به زبان خویش سخن میگفتند و به شیوه خود نیایش میکردند

یونانیان نیز به ایزدان و نیاکان خود باور داشتند به زبان یونانی صحبت میکردند و میاندیشیدند در این قلمرو گسترده اقوام سرزمین میان دو رود و دیگر قومها  از نیاکان خود پیروی میکردند  زیرا پارسیان هیچ گاه لطمه به سنتهای اقوام دیگر نزدند

 اینگونه بود که ازادی دادو ستد در بین اقوام گوناگون درست شد  دانش و اگاهی در امپراطوری ایران افزایش یافت  شیوه های گوناگون پیشه وری به وجود امد و بازرگانی داخلی و خارجی درسایه  امنیت گسترش یافت  نه فقط فراورده های کشاورزی  و دامداری بلکه تجربه ملتها نیز از سرزمینی به سرزمینی دیگر سفر کرد

ایرانیان اهل اندیشه بودند

اما یورش اسکندر در میان  اقوام گوناگون ایرانیان  جوانان هویت مشترکی نداشتند  چرا مردم این سرزمینان به پیشواز هخامنشین رفتند

چرا بابلیان دروازه های خویش را به روی ایرانیان گشودند

 چرا مردوک کورش را  یاری کرد 

توده مردم و اشراف بابل  در سرزمینهای دیگر  در برابر کورش بزرگ  سر فرود اوردند زیرا مردم بابل از ستم اینها به ستوه امده اند

انها دروازه ها رو به روی هخامنشیان گشودند تا بلکه از ستم انها رهایی یابند

 با گذشت زمان اسکندر با سفرش به مشرق زمین به چه میاندیشید


 سوال اینکه :

به نظر شما مازندران از چه کلمه ای گرفته شده ؟

به این شماره ها

لا لام لا لام لا

و

لی لا لا لا لام لام لام

تماس بگیرید و جواب خود را ارایه بدید

جایزه نفر اول هم یک بسته پفک توپوق نمکی طلایی هستش   واقعا چقدر ولخرجی  برنامه نشونی اخرش مکه میره 

 و در اخر :

حالا که درخت را افریده ای

حالا که آب را افریده ای

بیاد توام

که چقدر ما را دوس داری

خداحافظ

 

+ نوشته شده توسط غزل در 86/03/21 و ساعت 18:49 |
فینگ............دینگ.............

زینگ..............بینگ..........کینگ..........

سینک.........

دست به گیرنده هاتون نزنید این یک پارازیت بود برای مغز شما  

اوا امروز چرا اینطوری شروع شد ، یعنی چی اخه ؟؟؟  مسئول این دستگاه سی دی کیه

دوباره میگیریم

نشونی به نشونی

رو موج مهربونی

قدم بزار با امید

تو دنیای جوونی

بابا جوونی مثلا ، یکم شاد باش  بابا ...... جوون یعنی تنوع ، پس هرروز منتظر یه نوع شروع باش

سلااااااااااااااااااااااااام

خوبین ؟خوشین ؟سلامتین ؟

خوب خدا رو شکــــــــــــــــــــــــــــــر

ما که شاد و شنگولیم شما چطور ؟

بابا بزن ، بشکن ، بکوب ، تو جوونی ، تو حق داری ولی غر زدن ممنوع

خوب بریم سراغ برنامه

 و آما :

آما در اول  یه مصاحبه تیفیلنی داریم ، ویژه ، با اقای کریمی در مورد درس خانمان سوز فیزیک

الو .....

الو....(۴ مرتبه )

اقای کریمی پشت تلفن خوابتون برده ایا ؟

- : سلام ( یه صدای ضعیف )

گمونم  تازه از خواب بیدار شدن  سلام اقای کریمی ببخشید که از خواب ناز بیدارتون کردیم یه سوال داشتیم

میخواستیم بدونیم علت سخت بودن سوالات درس فیزیک چیه ؟

۱) خوب  یه چیز دیگه فکر میکردین در مورد مخ نابغه ها

۲) خواستید یه حالی بکنید

۳) اخه مثل یه قلمبه گیر کرده بود تو گلوتون

۴)ایضا بهتره خالی بمونه

۵)همه موارد

- : اصولا همه تستا ۴ گزینه ای چرا این شد ۵ مورد       ، موضوع بودار شد       .

و اما اصل قضیه یه چیز دیگست

- : چه قضیه ای      ؟

اینکه اونایی که خوندن نمرشون خوب شد اونایی که نخوندن بد  شد

خوب دیگه ممنون اقای کریمی دیگه وبلاگ ما شد همش درس فیزیک خداحافظ ولی یه نصیحت :سالهای دیگه ۲ تا درسو سخت بگیرید یکمی دلمون خنک شه

-: چشم ....چشم ....حتما  ممنون از استقبالتون  در این زمینه

 

اینجا رادیو جوان برنامه نشونی

 

با شماره هایی که هر روز اعلام میکنیم دیگه هم حال و حوصله اعلام کردنشو  نداریم  زنگ بزنید و فوت کنید و در برید  تا یکمی اقای معین بهش خوش بگذره

یوهاهاهاها................

 و اما قسمتی که همه دوسش دارن سریال در نشونی

 

جاناتان مرغ دریایی  نوشته ریچارد باخ

 

اینجا صدای گل و بلبل و سنبل پخش میشه

جاناتان فراموش کن  تو نیازی به اعتقاد برای پرواز نداری نیازی نداری که پرواز رو درک کنی  دوباره تلاش کن جاناتان ..... بایست ..... تلاش کن ، به اسمان خیره شو  ، به ابرها ، اونوقت اعتقاد پیدا میکنی که خیلی راحت میتونی پرواز کنی

پرواز کن جاناتان .....با اعتقادت پرواز کن

سپس یک روز که جاناتان کنار ساحل ایستاده بود و چشمانش را بسته و تمرکز میکرد ،در یک لحظه منظور استاد رو فهمید

بـــله .....بــــــله ..... این درسته  ، من یک مرغ دریایی نامحدود کاملم،

آه خدایا چقدر شادی در خودم احساس میکنم ، چقدر خوبم امروز  چقدر اسمان فراخه و چقدر میتونم به دورها پرواز کنم

استاد جاناتان در حالی که پیروزی در چشمانش موج میزد گفت :

 خیلی خوبه ، خیلی خوبه ، پرواز کن ، پرواز کن

جاناتان چشماشو باز کرد او و مرغ فرزانه در بالای دریایی کاملا دگرگون تنها ایستاده بودند درختان تا لبه اب سرخم کرده بودند

استاد جاناتان گفت : سرانجام تو اندیشه اصلی رو درک کردی اما بدنتو مهار کن  روی بدنت کار کن به بدنت اعتقاد بیار به پرهات ...... به بالهات ......

بالهاتو تکون بده ، تکون بده جاناتان تو میتونی دورتر پرواز کنی ..... به بالهات اعتقاد داشته باش .... به پرهات ..... سرتو بالا بگیر ، به اون دورها خیره شو  پـــــــــــــــــــــــــــــــــرواز کن

جاناتان حیرت زده بود بعد از استادش پرسید :

ما کجا هستیم استاد ؟

- : آه ه ه.... جاناتان  ما در سیاره ای هستیم  با اسمان سبز  و زوج ستارگان در رخش خورشید

جاناتان فریادی کشید و گفت : این درسته که من میتونم پرواز کنم به انتهای اسمون ؟

و استادش گفت :

بله .... تو میتونی ، تو میتونی چون اعتقاد داری ، تو میتونی چون میخوای ،حالا اعتقاد بیار به اینکه تو میتونی پرواز کنی به انتهای اسمون


پیام کوچولو ها هم سانســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور میشود  حتی  برای شما دوست عزیز  

و آ ما گفتگو با ناصر ممدوح رییس صنف دوبلورها در باره دوبله ایران   .............

سلام اقای ممدوح از اینکه ماشینتونو زدید بغل و بعد شروع به صحبت با ما کردید ممنونم معلومه که خیلی قوانین راهنمایی احترام میزارید ولی از این هم ممنونیم که ۱۰ دقیقه مارو فرستادید دنبال نخود سیاه

سوال داریم میپرسیم زود تند سریع جواب میدی اوکی ؟

-: چ...چ.....چ....چشم

چرا دوبله ایران رکود داشته ؟؟؟

ایشون که همه چیز رو انکار کردن ولی به نظر من دوبله خیلی سخت نیرو میگیره نمیدونم که چرا انکار کردن که راحته،  جوونا نباید استعدادشون شکفته شه؟ این همه جوون که علاقه به این کار دارن کلی هم استعداد دارن ولی راهی نیست واقعا که بشه وارد این عرصه شد ( چقد فلسفی شد ) مثلا خودم  اگه یکم بهم میدون بدن کاری میکنم کارستون  بابا جون خوب یکم به جوونا امید بدید یکم میدون بدید چرا اینقد سخت میگیرید

 

 قصه تقدیر ، قصه اخلاق نیک ، قصه حسد ها و رشکها ، قصه دلدادگی حرام و دلدادگی حلال ، قصه مکر و فریب ، گذشت و مهربانی ، ضلت و عزت ،اشکهای صادقانه ی پدر ، گریه های ریاکارانه ی برادر ،دانش ، تربیت ، قصه ی عشق ، پاکی ، قصه ی وحی و درایت

                                                     در

                                                       یوسف و زلیخا

بزودی در نشونی به وقت فردا

 

بیژن و منیژه....شاهکار حکیم فردوسی

 

بعد از گذشت چند روز  والیان افراسیاب در حالی که وجودشان از کینه ی ایرانیان لبریز بود اماده جنگ با ایرانیان شدند ، سپاه افراسیاب انقدر زیاد بود که کسی قادر به شمارش انها نبود  انها در مرز ایران و توران صف بلندی کشیدند و منتظر فرمان افراسیاب شدند دیدبان مرز ایران زمین  با دیدن آن سپاه عظیم به رستم پیغام داد

که برای مبارزه اماده شوید  چون دشمن مانند دریای خروشان در پیچ و تاب است و برای حمله به ما لحظه شماری میکنند

رستم که منتظر همچون لحظه ای بود با شجاعتی کم نظیر فریاد زد :

ای سپاهیان  و همراهان  .....

 امروز همان روزیست که در انتظار ان به سر میبردید  و هر هنر و شجاعتی که در وجود تان نهفته است باید به این دژخیمان نشان دهید تا دیگر هیچ دشمنی  قصد بدی به ایرانیان نکند  و بداند که ما مردانگی و جوانمردی خود را با هیچ چیز عوض نمیکنیم

آری ..... آماده شوید که دشمن را از خاک پاک ایران دور کنیم

رستم آنگاه سخنانش را به پایان برد

سپاهیان بر طبل بزرگ نواختند  و صدای دوقل همه دشت را فرا گرفت

رستم به هریک از فرماندهان سپاه خود دستور داد تا در مکان مخصوص خود بایستند و منتظر فرمان باشند

 بیاراد یکی رستم ، رزمگاه

که از گرد اسبان سیاه شد هوا

هنگامی که افراسیاب آن سپاه عظیم و فرماندهش که رستم بود را دید بسیار غمگین و نا امید شد با این وجود لباس رزم را پوشید  و مشغول به نظم سپاه خود شد

در همین هنگام رستم از راه دور افراسیاب را صدا زد و چنین گفت :

ای افراسیاب .........ما برای تلافی بلایی که بر سر بیژن اورده ای اینجا امده ایم ایا فک میکنی با این سپاهی که فراهم اورده ای  ما را خواهی ترساند .............هرگز.................

مگر نشنیده ای که از قدیم گفته اند اگر یک دشت پر از گوره خر باشد ایرانیان هرگز از آن گوره خرها نخواهند ترسید و بی باکانه به آنها حمله ور خواهند شد  ما همان شیرانی هستیم که ترسی به دل راه نمیدهیم  و حاضریم برای دفاع از ایران جان خود را پیشکش کنیم

اکنون مطمئن باش که در این کارزار جانت را خواهیم گرفت  و دمار از روزگارت در میاوریم


من اگر بنظرم تو هم بنظر دیگه بابا

سعی میکنم که اینجا رو مثل برنامه نشونی شلوغ پلوغ کنم

نـــــــــــه نترسید اسیبی بهتون نمیرسه

ببخشید دیگه آپ طولانیه،،، نشونیه دیگه باید همه چیز میزاش ذکر بشه اینجا دیگه

 

خوش باشید

 

+ نوشته شده توسط غزل در 86/03/17 و ساعت 13:21 |

سلام ....سلام ....سلام

خوبين ؟خوشين ؟سلامتين ؟

(كوش جواب )

-بـــــــــــــــــــــــــــله

خوب خدارو شكر

 ديدم همه دست به كار شدن و وبلاگ راديويي دارن منم گفتم حيف نيست مني كه عشق راديو هستم وبلاگ راديويي نداشته باشم ،اين وبلاگ رو راه اندازي كردم كه در مورد همه برنامه هاي راديويي صد البته برنامه نشوني  بنويسم ، اميدوارم همراهيم كنيد و با نظرات سازندتون به اين وبلاگ كمك كنيد .

 

منتظر ما باشید

 

 

 

+ نوشته شده توسط غزل در 86/03/15 و ساعت 16:56 |